در مورد ابزاري كه شخصيت روحاني ما را شكل مي دهد صحبت كرديم

1- كار كرد قدم ها

2- مشاركت

3- دعا وپرستش

4- تمرين اصول روحاني

5- جلسات

6- خدمت

حال مي خواهيم به موضوع خدمت بپردازيم.

 

                                                     خدمت

منظوراز خدمت، خدمت صادقانه بدون چشم داشت يا خدمت غير خودخواهانه ، خود محوري وبيمارگونه مي باشد زيرا هر عمل و خدمتي براي نتيجه اي و يا اثري انجام مي گيرد پس هر خدمتي يك اثر يا يك نتيجه دارد ، گاهي ما هديه اي به كسي مي دهيم اما منظورمان از دادن آن هديه در واقع پس گرفتن چيزي است كه مورد انتظار ماست يا گاهي كمكي به كسي مي كنيم و انتظار داريم كمك مشابهي از او دريافت كنيم ، اين اعمال و خدمتها براي اثر ونتيجه است ولذا پاداش آن نيز همان انتظاراتي است كه ما از ديگران داريم. كه درواقع ما باا نتظاراتمان پيش مي رويم و اگر آن انتظارات انجام نگيرد حالمان خراب مي شود و شروع مي كنيم به سرزنش كردن و غيبت كردن ،تهمت زدن ...

و اگر ما در مقابل عملي كه انجام مي دهيم مزد دريافت مي كنيم آن ديگر خدمت نيست آن شغل ماست پس بهتر است كه شغلمان را درست و خوب انجام بدهيم مثل معلمي  ،پزشك، پليس ....

اما خدمت بدون چشم داشت خدمتي است كه درآن به نتيجه خدمت يا عمل نگاه نمي كنيم و خدمت از نتيجه آن جدا مي شود چه اين نتيجه خوب باشد يا بد ، پس خود خدمت براي ما مهم مي شود و نه اثر آن و چنين خدمتي از اعمال روز مره ما كه باعث تكرار و كسالت مي شود دور است اين نوع خدمت باعث تفكر مثبت و نگرش زيبا به زندگي به دنيا و به مردم   مي شود . در خدمت غير خود خواهانه كه با نيت پاك و خالصانه انجام مي گيرد ذهن انسان از تفكرات منفي و از چشم و هم چشمي ها و از انتظارات و توقعات ويرانگر فاصله مي گيرد و ذهن به نوعي ثبات و تمركز مي رسد همين ثبات و تمركز است كه زمينه لازم را براي پيشرفت و ترقي و رشد روحاني فراهم مي سازد ، بجاي اينكه فرد افكار پريشان ، گسسته و منفي داشته باشد بر عكس افكار و احساساتي منسجم و متمركز پيدا مي كند كه در اين حال فهم انسان باز مي شود و ادراك قوي مي گيرد . مسئله خدمت خالصانه و بدون توقع از  خيلي سالهاي پيش در تعاليم  انسانهاي بزرگ و انجمن وجود داشته است  خيلي ها اين عقيده را دارند كه براي رسيدن به آرامش و تصفيه روح و ذهن بايد اصول چند گانه اي انجام  دهند و يكي از اين اصول مهم  همان خدمت بدون چشم داشت مي باشد ،  آنها معتقدند هر فرد با خدمت بدون توقع و كمك و ياري به ديگران در حقيقت به خداوند  ياري و كمك مي رسانند اين تفكر باعث رشد عقلي و روحي  مي شود و آنها را براي كمال آماده مي كند آنها عقيده دارند انسان با خدمت صادقانه و وفادارانه  از خود و احساسات و عواطف و افكار و اعمال خود جدا مي شود و در واقع به خداوند نزديك مي شود فرقي نمي كند كه اين خدمت ( كار در آشپزخانه باشد يا عبادت در  مسجد،معبد،كليسا يا عمل  نظافت و طي كشيدن در جلسه،وقت گذاشتن براي تازه واردان...) در هر صورت اين خدمت است كه باعث رشد و شكوفايي استعدادهاي دروني انسانها مي شود و آنها را از اعمال و عادات هاي بدشان جدا مي كند و به پله هاي بالاتر ارتقاء ميدهد . خدمت باعث عدم وابستگي مي گردد و اين عدم وابستگي از دروني ترين زواياي وجود هر شخص شروع مي شود و به بيروني ترين اعمال انسان مي رسد بدون خدمت انسان به لذت عشق و زيبايي نمي رسد و در همان مرحله پستي و كودكي باقي مي ماند فكر و روح بسته و محدود مي شود و نقا ئص و بيماريها ي فكري و روحي برطرف نمي شود . بزرگترين خدمت بدون انتظار را خداوند در حق ما مي نمايد ، او بدون توقع روزي ميدهد و به انسانها محبت مي كند خداوند از ماچيزي نمي خواهد جزعشق ورزيدن و محبت كردن ديگران و اين عشق ورزيدن  باعث رشد و كمال انسانها است . خدمت غير خودخواهانه تنها خدمتي است و تنها عملي است كه بيماري در آن شركت نمي كند زيرا بدون هيچ انتظار و توقعي انجام ميگيرد و اين خدمت