صداقت

 

بعد از اين كه بازي تمام مي شود همه چيز بر مي گردد داخل جعبه. براي ما هم  چنين اتفاقي خواهد افتاد و روزي خسته از اين بازي جدلي به داخل جعبه (قبر) خواهيم رفت. مهم این است كه در اين بازي چگونه ايفاي نقش كرده ايم. اينكه در آخرين لحظات اين بازي دچار اي كاش ها، افسوس ها، پشيمانی و البته اين احساس نشویم كه زندگي را باخته ایم و خود را سرزنش نكنيم كه چرا با ديگران مهربان نبودم و با ايمان براي حيات ابدي در چشمان خداوند بنگريم.

قاعده، قاعده است و از آن گريزي نيست. چه قواعد بازي باشد چه قواعد زندگي. پس بازي را طبق قوانيش انجام بدهيم.

بعضي ها گفتند كه مهم نيست قوانين را اجرا كني، مهم برنده شدن است. ما كه مدت­هاي طولانی به اشتباه آموختيم كه چگونه زندگي را بايد برد. عده­اي از ما بازي كرديم براي برنده شدن و در اين مسير از هيچ خيانت و دروغي به خود و اطرافيان دريغ نكرديم. هُل داديم، فحش داديم، خطا كرديم، جر زديم، تقلب كرديم، ميانبر زديم، فريب داديم و اين قاعده بازي ما بود براي بردن و در انتها بازنده شديم!

در زير پا گذاشتن قوانين ما تجربه هاي زيادي داريم. هر چند در ابتدا گمان داشتيم كه قواعد بازي ما از قواعد اصلي بازي كاربردي­تر و بهتر است و به اين باورمان ايمان داشتيم. بعضي­ها اين ايمان ما را تحسين مي كنند اما مي گويند اشتباه رفتي رفيق.

در واقع  خودمان را زير پا گذاشتيم. مصرف مواد مخدر نمونه خوبي است و به خاطر مواد مخدر و خلاف هاي ديگر زندگي­يمان آشفته شد و بخاطر اين نوع زندگي در افسوس هستيم كه اين چه زندگي بود ما گذرانديم.

به خود، خانواده، ديگران و طبيعت آسيب رسانديم و آخر هم با تمام زرنگ بازي­هايمان زندگی­مان آشفته شد. ما امروز به خوبي اين موضوع را درك مي كنيم كه آن روش ها براي ما كار نكرد و پيروزي را با شكست عوض كرديم. راه را اشتباه رفتيم. بايد روش زندگي را عوض كرد.

همان­طور كه هر بازي يك سري قوانين دارد و اگر مي خواهيم توي بازي موفق جلو برويم و به هدف برسيم و برنده شويم، بايد بر طبق آن قوانين زندگي كنيم.

اگر در گذشته  براي بردن، از هر ترفندي استفاده كرديم  به وسوسه ها عمل كرديم و با دروغ و فریب جلو رفتيم و قواعد اشتباه را به جاي قواعد اصلي زندگي به كار برديم، نتيجه آن شد كه نه تنها نبرديم بلكه مفتضحانه شكست خورديم. امروز در انجمن آموخته ايم كه بايد با قواعد اصلي زندگي پيش رفت و هدف، زندگي كردن براي زندگي كردن است كه قواعد آن را محبت، ايثار، صداقت و دوستي تشکیل می­دهد. همان اصولي كه در انجمن معتادان گمنام به آنها اصول روحاني مي­گويند.

انجمن براي بهبودي و بيداري روحاني در زندگي ما يك سري قدم و اصول گذاشته است و ما نمي توانيم آن را رعايت نكنيم و فكر كنيم در زندگي موفق مي شويم. نمي توانيم با وسوسه ها، دروغ، و فریب در زندگي جلو برويم و فكر كنيم كه اين نوع كارها مهم نيست. جمله فقط مواد مخدر مصرف نکن و هر كاري دلت خواست بكن، در انجمن معتادان  مردود است.

مي خواهيم واقع بينانه نگاهي به زندگي و شخصيت و قواعد بازي­مان بيندازيم. همان قواعد اشتباهي كه ما را به ناكجا آباد برد و روح و جسم و روان ما آسيب خورد. زندگي با اصول روحاني باعث ترميم زندگي گذشته خواهد شد و با تغيير و تحولي كه از درون اتفاق مي افتد روح و روان ما در مسير شفا و بهبودي قرار مي گيرد.

وقتي هنگام انجام یک بازی این احساس وجود داشته باشد که يك نفر در حال فریب دادن است، احساس مي كنيد كه خيلي بايد مواظب باشيد و از بازي لذت چندانی نمي بريد. به خصوص اگر با كسي رقابت جدی داشته باشيد. بنابراين در چه احساساتي قرار مي گيريم، ترس و بي­اعتمادي و به جاي اينكه بازي لحظات شاد و مفرحي ايجاد كند، تبديل به جولانگاه احساساتي از اين دست مي شود.

در انجمن معتادان گمنام، اساس زندگي بر پايه صداقت چيده شده و براي معتادي كه زندگي را بر بستر دروغ باور كرده و شناخته است، قرار دادن زندگي بر اين بستر جديد سخت و گاه نشدني می شود. بيماري اعتياد كه بنيادش بر دروغ بنا شده است، همواره از احساسات سركوب شده و آسيب هاي گذشته ما استفاده مي كند و از درون صداهايي را مي شنويم كه مي گويد همه به تو دروغ مي گويند. مي خواهند از تو سوءاستفاده كنند و با اين حرف­ها بي­اعتمادي را در ما به وجود می­آورد و سدي در مقابل جاري شدن صداقت مي شود.

در دنيايي زندگي مي كنيم كه انسانها خود را در هياهوي بازي يافته اند كه گمان مي كنند بايد آن را ببرند. شايد برايشان تقلب مهم نباشد، اگر نتيجه اش برنده شدن باشد. هدف، وسيله را توجيه مي كند.

ولي انجمن مي گويد  برنده شدن آنقدر مهم نيست اينكه تو  شخصيتی درستكار داشته باشي و بدون دروغ در بهبودي، كار، خانواده و اجتماع  حرکت کنی، خيلي مهمتر است.

انجمن زندگي ما را با يك موضوع خيلي عميق تر روبه رو مي كند. وقتي با يك سري اصول برخورد مي كنيم و پيش خودمان مي گوييم آيا مي توانم اين اصول را رعايت نكنم، در زندگي روزمره به خصوص هنگام سختي ها و وسوسه ها فكر مي كنيم اينجا كه كسي نمي بيند مي توانم فریبکاری کنم و پول بيشتري به دست بیاورم. من حداقل در زندگي جلو مي افتم  و يا حالا از اين سختي رها مي شوم  و براي اينكه خودم را گول بزنم مي گويم، بعدش كه وضعم خوب شد مي روم جبران خسارت مي كنم، ولي صداقت ما را با قلب­مان روبه رو مي كند. اصول روحاني ما را با شخصيت مان رودررو مي كند كه من چه نوع آدمي هستم.  چه چیزی برايم  مهم است؛ برنده شدن، نمره بيست گرفتن، پيروز شدن در اين رقابت يا صداقت شخصيتم از همه چيز مهمتر است.

وقتي اصول روحاني آرام آرام درون ما شكل مي گيرد، ما نيز آرام آرام به انساني با شخصيتی ديگر تبديل مي شويم.گرچه فريب­ها با تمام قدرت در مقابل ما كه مي خواهيم بازي كنيم مي ايستد، اما ما نيز همچنان مي ايستيم .او تضادها را به ما نشان مي دهد. مي گويد گرسنگي زن و بچه كه شوخي نيست. صداقت سرش نمي شود. تو اگر با صداقت پيش بروي در زندگي و كارها و پول درآورن عقب خواهی افتاد.

 شايد عقب بيفتيم، اما عقب نمي مانيم

دانلودکل فایل صداقت..........اینجا()